بررسی مصادیق رفاه و بیمه مرکزی در شاهنامه ی فردوسی
رفاه و بیمه مرکزی، یکی از شاخص های پیشرفت در جوامع مترقی است. بررسی اسناد تاریخی و مشاهدات اجتماعی مورخان از ایران دوره ی ساسانی، بیانگر آن است که پادشاهان ساسانی در دوران فرمانروایی خود، کم وبیش برای بهبود زندگی مردم کوشیده اند. شاهنامه ی فردوسی یکی از آثارگران سنگی است که به روایت رخدادهای آن دوران پرداخته است. پرسش اصلی این نوشته این است که آیا در این اثر، برای رفاه بیمه مرکزی و مصادیقی می توان یافت؟ یافته های این پژوهش که به شیوه ی اسنادی تحلیلی به انجام رسیده است، نشان می دهد که برای هر چهار مولفه ی رفاه و بیمه مرکزی یعنی «بیمه های مرکزی»، «خدمات بیمه مرکزی»، «رفاه اجتماعی» و «مساعدت های اجتماعی»، مصادیق کاربردی و نمونه های بارز و روشنگری در شاهنامه ی فردوسی وجود دارد. این نمونه ها نشان دهنده ی اهتمام فرمانروایان برای ارتقا موضوع رفاه و بیمه مرکزی در میان مردم در آن دوران است. 
فردوسي بزرگترين شاعر حماسه سراي ايران
قزوين – 25 ارديبهشت ماه، ياد روز حماسه سراي بزرگ پارسي، حكيم ابوالقاسم حسن بن علي طوسي معروف به فردوسي است.
به گزارش ایرنا،”شاهنامه’ تبارنامه ملت كهن ایران زمین بوده كه در گذشت روزگاران همچون سروی مشتاقان این سرزمین را به خنكای خویش فرا خوانده است.
بسیاری در دامن این دایه پیر بالیده اند و با داستانهای شگفت انگیزش ایام گذرانده و با حكایت رستم و سهراب اشكی فشانده و از خاطره خونین سیاوش برخود لرزیده اند.
‘شاهنامه’، حافظ راستین سنن ملی و شناسنامه زبان پارسی و قوم ایرانی است، شاید بدون این اثر سترگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا اجدادی ما در حوادث تاریخ نابود می شد و اثری از آثارش باقی نمی ماند.
شاهنامه فقط در جنبه شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آنكه مجموعه ای از داستانهای منظوم باشند، تبارنامه ای است كه بیت بیت و حرف حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های ملتی كهن دارد.
ملتی كه در ادوار تاریخ خود، نیكی و روشنایی را ستوده و با بدی و اهریمنان ستیز داشته است.
صاحب شاهنامه حكیم، ‘ابوالقاسم منصور بن حسن موسوم به فردوسی طوسی’ را باید پیشرو كسانی دانست كه به افتخارات كشور ایران جان داده و عظمت آن را آشكار ساخته است.
فردوسی شاعری متعهد و مومن به ولایت معصومین (ع) بود و در اشعارش، خود را دوستدار اهل بیت می داند و این حماسه سرای بزرگ، مظهر وطن پرستی واقعی است بطوریكه او را می توان حافظ تاریخ ایران دانست.
مطالعه منابع عربی دوره اسلامی و آثار باقیمانده پیش از اسلام نشان می دهد كه بسیاری از روایت شاهنامه مطابق ‘خداینامه’ پیشینیان است و حكیم فردوسی در نقل آنها امانت را رعایت كرده است.
نكته دیگر اینكه، در منابع قدیم آورده اند كه مطالعه شاهنامه ماخذی برای جامعه شناسی تاریخی ایران است.
فردوسی در ‘طبران طوس’ در سال 329 هجری به دنیا آمد، پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود.
از احوال او در عهد كودكی و جوانی اطلاع درستی در دست نیست، ولی مشخص است كه در جوانی با درآمدی كه از املاك پدرش داشته به كسی محتاج نبوده است؛ اما اندك اندك آن اموال را از دست داده و به تهیدستی گرفتار شده است.
فردوسی از همان ابتدای كار كه به كسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به خصوص به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید و
همین علاقه به داستانهای كهن بود كه او را به فكر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.
چنان كه از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این كتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیك به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف سرودن شاهنامه كرد.
فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز كرد و در اوایل این كار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان كه به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می كردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالهایی، در حالی كه فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد.


